الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)
109
مفاتيح الجنان (فارسى)
آنها آلوده گشتم ، خدايا ! با ياد تو به سويت نزديكى مىجويم ، و از ناخشنودى تو به درگاه خودت شفاعت ميطلبم ، و از تو خواستارم به جودت مرا به بارگاه قرب خويش نزديك گردانى و سپاس خود را نصيب من كنى ، و يادت را به من الهام نمايى ، خدايا ! از تو درخواست مىكنم ، درخواست بندهاى فروتن ، خوار و افتاده ، كه با من مدارا نمايى و به من رحم كنى و به آنچه روزىام نمودهاى خشنود و قانع بدارى و در تمام حالات در عرصه تواضعم بگذارى ، خدايا ! از تو درخواست مىكنم درخواست كسىكه سخت تهيدست شده و بار نيازش را به هنگام گرفتاريها به آستان تو فرود آورده و ميلش به آنچه نزد توست فزونى يافته ، خدايا ! فرمانروايى بس بزرگ و مقامت و الا و تدبيرت پنهان ، و فرمانت آشكار ، و قهرت چيره ، و قدرتت نافذ ، و گريز از حكومتت ممكن نيست ، خدايا ! آمرزندهاى براى گناهانم و پردهپوشى براى زشتكاريهايم و تبديل كنندهاى براى كار زشتم به زيبايى ، جز تو نمىيابم معبودى جز تو نيست ، پاك و منزّهى و به ستايشت برخاستهام ، به خود ستم كردم و از روى نادانى جرأت نمودم و به ياد ديرينهات از من و بخششت بر من به آرامش نشستم خدايا ! اى سرور من چه بسيار زشتى مرا پوشاندى و چه بسيار بالاهاى سنگين و بزرگى كه از من برگرداندى و چه بسيار لغزشى كه مرا از آن نگهداشتى و چه بسيار ناپسند كه از من دور كردى و چه بسيار ستايش نيكويى كه شايسته آن نبودم و تو در ميان مردم پخش كردى ، خدايا ! بلايم بزرگ شده و زشتى عالم از حدّ گذشته و كردارم خوارم ساخته و زنجيرهاى گناه مرا زمينگير نموده و دورى آرزوهايم مرا زندانى ساخته و دنيا با غرورش و نفسم با جنايتش و امروز و فردا كردنم